آهنگسازان زن

نویسنده: مترجم: محبوبه خلوتی
مقاله ای که در زیر می خوانید ترجمه ای است از مقاله ای که چند ماه پیش در سایت روزنامه ی گاردین درباره ی  نابرابری تعداد آهنگسازان زن و مرد در جامعه ی بریتانیا منتشر شده است. اهمیت ترجمه ی این مطلب از این روست که این نابرابری در جامعه ی موسیقیایی ایران نیز مشاهده می گردد. هرچند بی شک شرایط اجتماعی ایران و بریتانیا متفاوت است، اما شباهت های زیادی می توان در قیاس کمّی تعداد آهنگسازان زن این دو کشور دید.
هنوز گزارش آماری دقیقی درباره ی تعداد زنان فارغ التحصیل رشته ی آهنگسازی از ایران منتشر نشده است و طبعا اعلام تساوی تعداد بانوان دانش آموخته ی رشته ی آهنگسازی با دیگر کشورها، ادعایی غیر مستند است.
مروری بر مقاله ی زیر، جهانی بودن این موضوع و ضرورت پرداختن به آن را مورد تأکید قرار می دهد.
زنان آهنگساز: نت هایی از حاشیه های موسیقی
این کار را امتحان کنید: نام تمامی آهنگسازان زنی را که می شناسید یادداشت کنید. خیلی خب، فرار نکنید. نام آهنگسازان معاصر موسیقی کلاسیک را هم بنویسید. خیلی سخت است؟ بسیار خب، نام همه ی آهنگسازان زن، از گذشته و اکنون، که آثار مذهبی، سمفونیک، مجلسی، کرال، اپراتیک و الکترو-آکوستیک نوشته اند را هم بنویسید. برای این که کارتان راحت شود، موسیقی فیلم و تلویزیون را هم در فهرست تان بگذارید. هنوز نتوانسته اید چیزی بنویسید؟ نگران نباشید. شما تنها نیستید. حتی در لیست صد زن موفق این هفته ی گاردین نیز که به مناسبت صدمین سالگرد روز زن تهیه شده بود، نمی توان حتی نام یک بانوی آهنگساز را یافت.
البته هیئت داوران در یک شاخه ی محدودتر توانست مارین آلسوپ (Marin Alsop)، بانوی رهبر، را به عنوان زن نمونه ی کلاسیک انتخاب کند. پیش از این که آه بکشید، باید بگویم که این تعداد، تنها کمی کمتر از درصدی است که برنامه ی بی بی سی پرامز اکثر سال ها اعلام می کند و از یک رهبر زن از ۴۳ رهبر در سال ۱۹۸۹ تا آمار تأسف برانگیز ۱ رهبر زن از ۶۳ رهبر در سال ۲۰۱۰ متغیر بوده است(بر اساس گزارش ” Women in Music “). اما چه چیزی می تواند مسبب باشد؟ تعصب؟ زن ستیزی؟ از روی عدم عادت یا کمبود اعتماد به نفس یا آموزش؟ همه ی این موارد می تواند باشد؛ موضوعی متفاوت اما غیر قابل انکار و چشم پوشی.
اگرچه موسیقی کلاسیک تغییراتی در جهت بهبودی داشته، اما هچنان قلمرویی است که تحت سلطه ی آقایان است. این یک واقعیت آماری است و نه مقدمه ای برای گلایه! اگر شوکه کننده نباشد اما هنوز گیج کننده است که ما هنوز دو واژه ی «زن» و «آهنگساز» را با یکدیگر و به عنوان یک کلمه ی مرکب به کار می بریم، در حالی که به کار بردن واژه ی «هنرمندان زن» در اشاره به باربارا هپ ورث (Barbara Hepworth) و تریسی اِمین (Tracey Emin) خیلی وقت است که استفاده نمی شود.
از وقتی که دیم اتل اسمایت (Dame Ethel Smyth) «مارش زنان» (The March of the Women) را در سال ۱۹۱۱ ساخت و آن را از پشت میله های زندان هولوی با مسواک خود رهبری کرد، یک قرن می گذرد. این تنها داستان مشهور درباره ی یک «بانوی آهنگساز» است. تنها کافیست به عادت پوشیدن لباس های پشمی، سیگار کشیدن و علاقه اش به ویرجینیا وولف دقت کنید تا ببینید چرا به یک نمونه ی کارآمد بانوی آهنگساز تبدیل نشده است؛ خیلی ها بیشتر داستان مسواکش را شنیده اند تا آهنگ هایش را!
اما اکنون می توان این عدم حضور را از بین برد. سو پرکینز (Sue Perkins)، بازیگر کمدی و رهبر، در اختتامیه ی برنامه ی زنان جهان (Women of the World) که آخر این هفته برگزار شد، ارکستری متشکل از بانوان را برای اجرای سرود ساخته ی اسمایت در جشنواره ی مرکز ساوت بنک (Southbank Centre) رهبری می کند.
در تمام طول این هفته، موسیقی زنان در حال اجرا بوده است.
چندی پیش انجمن حقوق موزیسین ها در بنیاد موسیقی (که اکنون بانوان عضو آن به ۱۴ درصد رسیده اند)، برنامه ی «بانوان آهنگ می سازند» را به راه انداخت که «فرصتی استثنایی برای بانوان آهنگساز است» و موسیقی جز و راک را نیز دربرمی گیرد و کمک هزینه ای تا پنج هزار پوند را برای «افزایش آگاهی از فاصله ی جنسیتی و تشویق همکاری های جدید» در اختیار آهنگسازان زن می گذارد. به گفته ی سالی تیلور (Sally Taylor)، مدیر این انجمن، هدف از برگزاری چنین برنامه ای «تشویق زنان برای جلو آمدن [در این عرصه] و ایجاد مدل های نقش آفرین برای آیندگان است.»
شاید فکر کنید که این اقدام، یک عقب گرد است. خب، بیایید به کاری که در ابتدا داشتیم انجام می دادیم باز گردیم؛ آیا توانستید به تعداد انگشتان یک دست، آهنگساز زن نام ببرید؟ خب، خیلی هم بد نیست. برنامه ی بی بی سی پرامز معیار خوبی است که حتی می تواند از شما یک مشاور برنامه بسازد. وقتی که ماه آینده شروع فصل جدید اعلام شود، فریادها بلند خواهد شد که «پس زنان آهنگساز کجا هستند؟» و یک سخنگو ظاهر می شود و آمارهایش را می خواند: یک آهنگساز زن بیشتر از فصل پیش و دو آهنگساز بیشتر از سال گذشته. به هر حال، هرچه باشد از سال ۲۰۰۶ بهتر است که هیچ بانوی آهنگسازی شرکت نکرده بود. البته سال ۲۰۰۸ نیز سالی رهایی بخش بود زیرا از ۱۱۷ آهنگساز ۶ نفر زن بودند که این تعداد برابر با ۶ درصد کل شرکت کنندگان بود.
اگر خود افراد از این که به آنها کمک می شود عصبانی یا مردد شوند، نیاز به اقداماتی برای افزایش آگاهی را بیشتر درک می کنند.
جنیس ساسکیند (Janis Susskind)، مدیر انتشارات “Boosey & Hawkes”،  نیز بر این باور است که: «توازن شکننده ای وجود دارد. هیچ کدام از زنان آهنگسازی که با من کار می کنند، دوست ندارند که انگشت نما شوند. اما مسئله ی هوشیار بودن است. این که حواسمان جمع باشد نام هیچ زن آهنگسازی در لیست هایمان نیست. چرا که نه؟ آیا راضی هستیم از این وضع؟ چطور می شود این وضع را تغییر داد؟»
به راحتی می توانیم دلایل فراوان غیاب زن ها را در گذشته حدس بزنیم: خانوادگی، مالی، آموزشی. راهبه ها برای استفاده ی خودشان آهنگ می ساختند که معروف ترینشان هم راهبه ی قرن دوازدهم یعنی هیلگارد از بینگن یا سنت هیلگارد (Hildegard of Bingen) است. بعدها زنانی که از خانواده های متمول بودند و آواز می خواندند یا ساز می زدند برای خودشان آهنگ می ساختند، مخصوصا ترانه. اما از آنجایی که کارکردن در شأن آنها نبود، استعدادشان ناشناخته باقی ماند. برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.
خود من با این که کتابی درباره ی هیلگارد نوشته ام، با بسیاری از پیشگامان معاصر از الیزابت مکونکی (Elizabeth Maconchy) گرفته تا مینا کیل (Minna Keal) و جودیت ویر (Judith Weir) مصاحبه کرده ام و این موضوع را از نزدیک پیگیری نموده ام تنها بیست، سی نفر را می شناسم.
این طرز فکر که آهنگسازی حیطه ای مردانه است، حتی ذهن زنان آهنگسازی که کارشان بسیار خوب بود را نیز تسخیر کرده بود؛ آهنگساز با استعدادی مانند کلارا شومان (Clara Schumann) معتقد بود که آهنگسازی کاری برای زنان نیست. او وقت خود را صرف کمک به همسر آهنگسازش نمود. اکنون این چشم انداز تغییر کرده است و فعالیت های قابل توجهی در این زمینه صورت گرفته است:
برنامه ی “Total Immersion” مرکز باربیکان، امسال به اونسوک چین (Unsuk Chin) اختصاص یافته است؛ نامی که اخیرا از آن به بزرگی یاد می شود. زنان به طور غیر قابل مقایسه ای نسبت به گذشته در کلاس های آهنگسازی در کنسرواتوار ها شرکت می کنند. آنها در حال حاضر موقعیت های عالی رزیدنتی که به آهنگسازان پیشنهاد می شود را با استعداد سرشار خود، از آن خود نموده اند. برخی از آنها متولد دهه ی هشتاد هستند و در حال پیشروی و موفقیت.
البته ما همیشه هم به خودمان کمک نمی کنیم و من دارم کلی حرف می زنم! ظاهرا مردها به امور زنان علاقه مندند اما من نتوانستم مردی را پیدا کنم که روز سه شنبه همراه با من به کنسرت «زنان آهنگساز» بیاید یا حتی هیچ زنی (که دلیل آن بیشتر درست کردن پنکیک، پختن یا خوردن آن بود). خوشبختانه، سالن کلیسای سنت اندرو هولبورن برای کنسرت «Beneath These Alien Stars» به مناسبت روز جهانی زن پر شده بود. کر بزرگ، با انگیزه و مختلط اوریانای لندن (London Oriana Choir) از بین آثار قرن های مختلف، قطعاتی را انتخاب کرده بود تا تنوع رپرتوار گروه را نیز نشان دهد. در واقع ۱۷ قطعه برای گروه جدید بود که یکی از آنها نخستین اجرای «Talk Show » از النا کتز-چرنین (Elena Kats-Chernin) در بریتانیا بود. النا کتز-چرنین (متولد ۱۹۵۷) شهرت خود را با ساختن آهنگ تبلیغ بانک لویدز تی اس بی (Lloyds TSB) به دست آورد.
استعداد فراوان لیلی بولانژه (Lili Boulanger) که در سن بسیار کم نیز درگذشت (۱۸۹۳-۱۹۱۸) به خوبی در اثر باشکوهِ”Hymne au Soleil” انعکاس یافته است. “God of the Moon” از سالی بیمیش (Sally Beamish)، آثار کارین رینکویست (Karin Rehnqvist) و سیسیلیا مکداول (Cecilia McDowall) و جودیت ویر (که هفته ی پیش موضوع جشنواره ای در منچستر بود) و رکسانا پنوفنیک (آهنگساز جدید در “London Mozart Players”) نیز از آثار برجسته به شمار می روند. کر تأثیرگذاری که به رهبری دیوید دروموند (David Drummond) به اجرا پرداخت، قطعه ی “Mobile” از ژاکلین پوک (Jocelyn Pook) را برای بیز اجرا کرد. این قطعه اجرای «نانا-نا-نا» از تم نوکیا را در خود دارد تا نشان دهد که زنان در موسیقی بسیار هوشیار هستند.
اکنون که بهانه ها و نابرابری ها از بین رفته اند، همه ی درها باز هستند. اما همچنان نمی توانیم از این سوال بی پاسخِ از مد افتاده ی ناخوشایند سر باز زنیم که: با وجود این همه بانوی آهنگساز خوب و حتی عالی، چرا هنوز یک آهنگساز بزرگ زن نداریم؟ پاسخ زنانه ی پرانرژی، دو آتشه و متفاوت به بتهوون که با ناشنوایی، تنهایی، نگرانی های مالی و بیماری جنگید تا شاهکارهایی ماندگار بیافریند کجاست؟
ممکن است پاسخ در بیولوژی یا در آسیب شناسی روانی نهفته باشد. اما لذتی که در یافتن پاسخ خواهد بود را تصور کنید؛ در دنیای آرمانی که یک مسواک به چوب سبک و متعادل رهبری تبدیل می گردد و میله های زندان نشان می دهند که نهایتا حاصل تربیت هستند و طبیعت.
در نهایت بد نیست تا نامی از آهنگسازان زن جوان و فعال انگلیس را برای آشنایی فهرست کنیم:
کری اندرو (Kerry Andrew)
متولد ۱۹۷۸
شارلوت بری (Charlotte Bray)
متولد ۱۹۸۲
آنا کلاین (Anna Clyne)
متولد ۱۹۸۰
چریل فرانسس-هود (Anna Clyne)
متولد ۱۹۸۰
هلن گرایم (Helen Grime)
متولد ۱۹۸۱
امیلی هوارد (Emily Howard)
متولد ۱۹۷۹
آنا مردیت (Anna Meredith)
متولد ۱۹۷۸
ساشا سیم (Sasha Siem)
متولد ۱۹۸۴
http://www.guardian.co.uk/music/2011/mar/13/london-oriana-choir-women-composers