از قله ی نفس هایم

نویسنده: غفار ذابح

بهترین خواننده ی مرد ادیب خوانساری، بهترین خواننده ی زن، روح انگیز و بهترین خواننده ی تصنیف، پوران بود.

(حبیب اله بدیعی، چهره های موسیقی ایران، جلد ۱ )

فرح دخت عباس طالقانی ( پوران )، خواهرزاده ی روح بخش خواننده ی سرشناس اواخر دهه ی ۱۳۲۰ است که به واسطه ی او جذب خوانندگی شد. او ابتدا به نام بانوی ناشناس، سپس با شهرت همسر اولش ( عباس شاپوری ) و با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش داد. وی در سال ۱۳۱۴ متولد و سال ۱۳۷۱ درگذشت. همسر دوم پوران، آقای روشن زاده، یکی از بهترین مفسران ورزشی ایران بود. پوران از ایشان دارای دو فرزند به نام های امید و آرزو شد.
مشهورترین ترانه ی بهاری او با شعر بیژن ترقی، « گل اومد بهار اومد، من از تو دورم » بود که نوروز ایران با ترانه ی او آغاز شد. به نظر بنده، او بیش از یک دهه، بی رقیب ترین خواننده ی مردمی و تکنیکی ایران بود و سبک خواندن بخصوصی داشت.
استاد نواب صفا در خاطرات کتابش نوشته که بانو پوران، باهوش ترین خواننده ی زن ایران بود که سرعت فراگیریش از همه قوی تر بود. (قصه ی شمع – خاطرات هنری نواب صفا، نشر البرز ) 
استاد همایون خرم در کتاب غوغای ستارگان، این خواننده را بسیار با استعداد و در هنرآوازو ترانه در میان خوانندگان زن، بسیار با احساس، لطیف، خوب و عالی مطرح کرده و اذعان داشته که اجرای این خواننده چنان بود که آهنگساز، تصور می کرد این اجرا، از آهنگی که خودش ساخته، بهتر است.
از نظر نگارنده، امتیازات خاصی در صدا، لحن، شعور موسیقایی و تکنیک این خواننده بود که هرکدام در یک فایل صوتی باید بررسی شود تا ریزبینی در شنیدن نت ها و نوانس ها و حلاوت گویش آن، بهتر درک گردد. او اتصالات کلمات را به مثابه خط نستعلیق ایرانی، تیز وصل نمی کرده، سقوط، فراز و فرود صدا را با انحنا متناسب و بدون سکته، خیلی لطیف در هم ادغام می کرد.
مثلا تحریر قابل توجه در ترانه ی « دل دیگه اون طاقتا رو نداره » با صدای خیشومی که در آن اندام گفتار در موقعیت تولید آوای بعدی قرار می گیرد؛ یعنی نرمکام به پایین کشیده می شود تا راه گذر هوا از طریق بینی باز باشد و صدای حادث در واکه ای در مجاورت یک همخوان خیشومی قرار می گیرد. یعنی از دو ویژگی تولیدی خیشومی و دهانی برخوردار است، در تصنیف پوران، بسیار مشهود بوده و کار هر خواننده ای نیست. یا اتصالات سرضرب ریتم با اجرا فَلَت یا به صورت آرشه و ویبر پره ی انگشت بر سیم در تارصوتی ایشان، کاملا مشهود بوده و تنها در صدای خانم الهه مشهود است. صورتی از صوت که  صدا حالت خشک به خود نمی گیرد.
بد نیست حال که از خانم الهه هم نامی به میان آمد، ذکر کنم که ایشان نیز در اجرای تصنیف بسیار عالی بودند. نمونه ی زیبای آن، آهنگ رسوای زمانه ی استاد خرم در مخالف سه گاه است ولی آنچه لازم است گفته شود، تاثیرگذاری صدای پوران در اجرای لطیف بر سایر خوانندگان بعدش بود. زمانی که خانم الهه وارد رادیو شدند، گفته شد که دختر خانم جوانی آمده که صدای او بسیار شباهت به خانم پوران دارد و این امر نشان می دهد که نوع اجرای تصنیف قبل از خانم پوران، با چنین زیبایی در رعایت ریتم و اجرای خوب تصنیف، زیاد چشمگیر نبوده است. علی الخصوص در اجرای سیلاب ها، آشنایی کامل پوران به ضرباهنگ در یادها مانده است. زمانی که پوران همکاری اش را با برنامه ی گل های رادیو آغاز کرد، اساتید، ترانه سرایان و آهنگسازانی حضور داشتند که فیلتر تنگ برنامه در دست این بزرگان، اجازه نمی داد تا هرکسی بتواند وارد گل ها شود.
در تصنیف « عقرب زلف کج ات » شوشتری، اگر به دقت گوش کنیم، صدای خواننده، مانند سازی در انتهای کلمه ی « من دلم می لرزه » و نت بالارونده، عمل می کند و نشان از ابتکار و خلاقیت ایشان است. فرود آغازین این تصنیف، به صورت پیانو همراه با ارکستر، احساس بسیار لطیف ایشان را نشان می دهد. مقایسه ی این اجرا با اجراهای دیگری از همین تصنیف، موید این نکته است.
اجرای پوران در گل های رنگارنگ ۳۸۵ اثر استاد علی تجویدی  « نوای منی بی نوایی توام » به نظر من بسیار عالی و پر از ظرائف عناصر جزئی صدا در ترانه خوانی است. در ادای کلمات و حروف، حرف ی در این تصنیف بسیار قوی اجرا شد. اجرای درست حروف سختی، علی الخصوص در هنگام ادای تحریر، به علت عمق و یا فونتیک کلمه، قدری دشوار است و خانم پوران در این تصنیف، آن ها را خوب ادا نموده. در چند جا مثلا کلمه ی حکایتی علی الخصوص در مصرع اول کلمه ی تا به او ،تحریر خیشومی شدگی که با خیشوم فرق دارد دیده می شود. در خیشوم شده، و به خصوص در این اجرا، هوا در کام دهان و بینی ترکیب شده  و صدا صاف و با فرکانس خاصی ادا می شود که زیباتر از صدای معمولی است. اما با اجرای ظریف مصوت بلند کلمه ی «افسانه» در انتهای تصنیف، تحریرهای ترکیبی و ظریفی همراه دولاچنگ های زیبا می شنویم که قدرت بیان و حنجره ی ایشان را نشان می دهد. لازم است که از تنظیم بسیار خوب استاد مرتضی حنانه هم در این اثر یادی به میان آوریم.
در نمونه ی صوتی برنامه ی گل های ۵۰۵ با آهنگسازی جهانبخش پازوکی و شعر « یارب در این غوغای هستی » ظرائف آواز ابوعطا و لطافت آن، به اوج  کمال رسیده. در عبارت « دستی نگیرد دست من، باز»، غنه های زیبایی می شنویم که کمتر کسی می تواند حتی آن را تقلید کند در صورتی که ایشان به ابتکار فکر و تکنیک فردی، این نت ها را به ابداع خود اجرا نموده بود. در همین اجرا اگر به دو کلمه ی « هستی » و « مستی » در مصرع اول توجه کنیم، ادوات غلت و تحریر را می شنویم که با هم ترکیب شده و بسیار قابل توجه است.
آخرین نمونه ای که در این جا مورد تحلیل قرار می دهم،  تصنیف زیبای « اشکم دونه دونه » جهانبخش پازوکی، در ابوعطا ست. که باز مثال زیبایی از اجرای توانمند پوران در ادای کلمات است. در ترکیبات « عهد و زمونه » و « بچینه غنچه غنچه »، اجرای کرشندو، ویبره، نوانس و تحریر به جا همه با هم ترکیب شده. مسئله ای که باید یادآوری شود، این است که شاید این اجراها به صورت فطری و نه از روی آگاهی یک خواننده ی آموزش دیده ایفا شده باشد، اما این چیزی از اهمیت موضوع نمی کاهد. زیرا صحبت از مجری ایست که به صورت ذاتی خوانده بود و اجراهایی که از وی باقی مانده، در نوع خود بی نظیرند.
به عنوان نکته ی آخر، جا دارد به  محدودیت در خواندن خانم ها اشاره کنم. در موسیقی جدی، شنیدن صدای زنان، به جز یک حس  ناب، چیز دیگری به ذهن متبادر نخواهد کرد. اگر در موسیقی، صدای زن به عنوان یکی از انواع صداها حذف شود، گویی در یک ارکستر، ما تعدادی از سازها را از دست داده ایم و البته ضربه ای که با این کار، به اصل موسیقی می خورد، قابل جبران نخواهد بود.
امیدوارم …………. کشورمان در شکوفا کردن و استعدادهای آتیه ی این مملکت و معرفی آنان، کاری انجام دهند.