بانوی آواز کلاسیک

نویسنده: نیکو یوسفی

شاید کمتر کسی بداند دانشگاه شهید باهنر کرمان با۲۰۰۰۰۰ مترمربع زیربنا، ۱۴ دانشکده و موسسه ی تحقیقاتی، حدود ۵۰۰ عضو هیات علمی، ۲۰۰۰۰ دانشجو و ۱۰۰۰ کارمند، که یکی از دانشگاه های برتر به لحاظ سطح علمی در ایران است، توسط مهندس علیرضا افضلی پور و همسرش با هزینه ی شخصی ساخته شد و نام این خیرین، امروز تنها بر سردر دانشکده ی پزشکی این دانشگاه دیده می شود: دانشکده ی پزشکی مهندس افضلی پور.

و بازشاید کمتر کسی بداند بانویی که سال ها در کنار مهندس افضلی پور زیست و به راستی همیار و همکار وی بود، یکی از نام آوران شایسته ی موسیقی بود که نام وی با آواز کلاسیک ایران گره خورده و یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان در این زمینه محسوب می شد.

این بانو که در خانواده ای اهل هنر و ادب زیست و پرورش یافت، فرزند فرخ صبا که خود نوازنده ی تاربود، نواده ی فتحعلی خان صبا ملقب به ملک الشعرا و عموزاده ی ابوالحسن صبا بود. فاخره ی دوازده ساله، به توصیه ی پسرعموی خود، نخستین آموزش ها را درمدرسه ی موسیقی کلنل علینقی خان وزیری با نواختن پیانو نزد مشیرهمایون شهردار دید. وی ابتدا آواز ایرانی را در محضر عبدالله دوامی، عبدالعلی وزیری، پرویز ایران پور و ابوالحسن صبا فرا گرفت، سپس آواز کلاسیک را نزد مادام سایارسکی شروع کرد اما با شروع جنگ دوم جهانی، شانس آموختن بیشتر از این معلم سوئدی را از دست داد و آموزش را با خانم لیلی بارا، سولیست سابق اپرای وین، ادامه داد. آشنایی با لیلی بارا، باعث شد تا از فرصت اجرای کنسرتی با همراهی مشیرهمایون شهردار و ابوالحسن صبا برخوردار شود. متعاقب آن نیز دو کنسرت دیگر در باشگاه ارامنه و الیانس فرانسه همراه با لیلی بارا اجرا کرد.

سال ۱۹۴۷، جنگ پایان پذیرفته بود و فاخره با شوقی فراوان، برای شرکت در کنسرواتوار موسیقی، به پاریس رفت، امتحان ورودی حضور در کنسرواتوار را که در میان سیصد داوطلب برگزار شد، با موفقیتی چشم گیر طی کرد و جزو بیست نفر هنرجوی پذیرفته شده، در کنسرواتوار ثبت نام کرد. او در مدت ۵ سالی که در کنسرواتوار تعلیم دید، دوره ی آواز- سلفژ- اپرا و اپراکمیک را گذراند (شرکت در کلاس های اپرا شرایطی داشت که لزوما هر هنرآموزی موفق به کسب آن نمی شد و فاخره، با موفقیت آن را گذراند.)

 و به دریافت جایزه ی آچیست (Accessit) اول از آواز و جایزه ی آچیست دوم از اپرا و اپرا کمیک  نائل شد.

فاخره صبا در سال ۱۳۲۶ ، با دستانی پر به ایران بازگشت و به استخدام هنرستان عالی موسیقی و دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، درآمد. وی همزمان نیز با گروه های موسیقی کلاسیک در اداره ی کل هنرهای زیبای ایران، همکاری داشت و به آموزش و اجرا می پرداخت.

از نمونه های اجرای وی، می توان به آثار زیر اشاره کرد: اپرای مادام باترفلای اثر پوچینی، در نقش سوسوکی، تراویاتای وردی (که هم در سالن وزارت فرهنگ و هنر و هم در تلویزیون، به اجرا درآمد)، اپرای ارفه و اریدیس اثر کریستف ویلبالد گلوک، اپرای جمیله از ژرژ بیزه، (اجرا شده در سالن سعدی)، اپرای کوزی فان توته اثر موتزارت، در نقش دورابلا (که در تالار وزارت فرهنگ و هنربه صحنه آمد)، اپرای دلاور سهند اثر احمد پژمان و به رهبری حشمت سنجری، در نقش آذر، اجرای قطعاتی از امین الله حسین و ثمین باغچه بان در رسیتال هایی جداگانه و… .

فاخره صبا در اوایل دهه ی ۱۳۴۰، کم کم از اجراهای حرفه ای کناره گیری کرد. اما همچنان تا مدتی به آموزش و تربیت هنرآموز  می پرداخت. منصوره (بهجت قصری)، محمد نوری و شهلا میلانی از شاگردان آواز وی بودند.

استاد فاخره صبا، پس از ۲۲ سال خدمت هنری، به تقاضای خود، از مناسب دولتی کناره گرفت و بازنشسته شد. او پس از درگذشت همسرش، علیرضا افضلی پور، همچنان به دانشگاه کرمان و کتابخانه ی بزرگ آن، رسیدگی می کرد.

این بانوی فرهیخته، در سال های پایان عمر نیز، همچنان با نظم و قانون مندی ای که مختص خود او بود، می زیست. چنان چه در دیداری که با وی داشتیم، او را در حالی ملاقات کردیم که با قامتی استوار، مشغول تصحیح نت، پشت پیانوی دیواری منزل اش بود.

علاوه بر فعالیت های موسیقایی ای که شرح داده شد، فاخره صبا دستی در نوشتن نیز داشت و مقالات متعددی به قلم او در دایره المعارف مصاحب، به چاپ رسید.

در گذشت این هنرمند، کاملا در فراموشی اهل موسیقی اتفاق افتاد. تنها پس از درگذشت او، در ۲۲ تیر ۱۳۸۶، که به علت مشکل قلبی اتفاق افتاد، به درگذشت همسر خیّر مهندس افضلی پور از طرف مسئولان وزارت علوم در مطبوعات، اشاره شد. بدون هیچ گونه اشاره ای به فعالیت های ارزشمند بانویی که در آبان ۱۲۹۹ شمسی ، در خانواده ای به دنیا آمد که سابقه ی فرهنگی و هنری درخشانی  داشت. هم او که دوره ی دبستان را در مدرسه ی «شمس المدرس» گذراند و دوران متوسطه را در دبیرستان «بیات» به پایان رساند. کسی که با وجود تحصیل آکادمیک موسیقی در فرانسه، همچنان به ملیت خود، علاقمند بود و ارج و احترامی مضاعف به هنر ملی خود می گذاشت. او که به علت آموزش های اولیه ای که در ایران دید، موسیقی ایرانی را به خوبی می شناخت، در جایی گفته بود:

موسیقی ما بر دو نوع است: موسیقی کلاسیک (دستگاه های‏ ایرانی) که به هیچ ترتیب نمی توان تغییری در آن داد، دیگری موسیقی فلکوریک ماست‏، همان موسیقی محلی که گاه‏به گاه با سادگی فرم آن در کوه‏پایه‏ها به گوش می رسد. این‏ موسیقی دست‏نخورده و محفوظ مانده است. همین تم هاست که روحیات ایرانی را می شناساند. بنابراین باید از همین تم ها که مشخص روحیات خاص ایرانی است، به نفع‏ یک موسیقی دنیاپسند علمی استفاده گردد.

 درسال ۱۳۳۲ و در مجله ی شیوه، به مناسبت رسیتالی که این هنرمند،با موفقیت برگزار کرد، چنین نقدی نوشته شد:

“فاخره صبا اولین دختر ایرانی است که ارزش واقعی هنر را نه لفظا بلکه معنا درک می کند. به هنر به مثابه یک اصل لازم زندگی می نگرد و در کنسرت خود نشان داد که کم ترین ظاهر فریبی و ابتذال در هنر پرمقدار او راه ندارد. کنسرت او نمودار کوشش پر ارج‏ او برای به دست آوردن ارزش واقعی هنر بود. در هر یک از قطعاتی که اجراء می کرد، کمال دقت و ظرافت را به کار می‏بست. موسیقی از جان او برمی خواست، لذا به جان‏ تماشاچی می نشست. پاساژها را با جراتی‏ ناشی از اعتماد به هنرمندی خود می گذراند، کم ترین سکته در آنها اتفاق نیافتاد. یک نت بدون دقت و حوصله نگذشت. تمبر صدایش گیرا و لحن و نحو ادای‏ کلماتش بسیار جذاب بود… .”