راوی و سازش

به بهانه ی انتشار آلبوم  عودنوازی نگار بوبان با نام “راوی و سازش”.

 

عود: نگار بوبان

نشر: ماه ریز

مدت: ۵۸:۲۷

             معرفی و نقد: مهدی میرمحمدی

راوی و سازش

مهدی میر محمدی: آلبوم «پیاپی» متشکل از هشت قطعه ی تکنوازی عود است. «نگار بوبان» هر قطعه را بر اساس یک طرح قبلی اما به شکل بداهه نوازی و در یک اجرای پیوسته ضبط کرده. آنچه بیش از هر چیز در این مجموعه جلب توجه می کند، علاقه ی نوازنده و آهنگساز به روایت کردن است. در نگاه نخست موسیقی سازی به خاطر غیبت کلام امکان زیادی برای روایت کردن ندارد. به دلیل امکان برداشت و تاویل های متفاوت از یک قطعه ی موسیقی بی کلام، روایت گری در این نوع موسیقی کمتر به نتیجه می رسد. به طور معول به واسطه ی همجواری کلام با موسیقی است که روایت در این رسانه شکل می گیرد. در آلبوم «پیاپی» کلام به گونه ای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد و نوشتار جایگزین گفتار می شود.

در دفترچه ی آلبوم مقابل عنوان هر قطعه توضیح کوتاهی آمده است. برای مثال در توضیح قطعه ی «غرقاب» آمده: «آب های عمیق را روایت می کند، زلال و وسوسه گر غرق شدن…» در جامعه ی موسیقی ایران عمدتا این تصور وجود دارد که جلد و دفترچه آلبوم تنها جایی است برای چاپ عکس خالق یا نوشتن کلامی برای تقدیم کردن اثر به دیگری. شاید این برخورد کمی عجیب به نظر بیاید که نگار بوبان به واسطه ی این گونه بر خورد، دفترچه آلبوم را هم به بخشی ازاثر تبدیل می کند.

روایت های موسیقایی بوبان را می توان به دو دسته ی کلی تقسیم کرد: یکی روایت های مبتنی بر کنش و دیگری آنها بر پایه توصیف بنا شده اند. در روایت های دسته ی اول با یک اتفاق و عمل روبرو هستیم، مانند قطعه ی « فرار» که در توضیح آن آمده است:« مقابله ای است میان یک پندگوی بی انعطاف و بازیگوشی کودکانه ای که دست آخر به فرار می انجامد». مخاطب در مواجه با این قطعات می تواند روایت نوشتاری را به کمک روایت موسیقایی در ذهن خود گسترش دهد. می تواند برای روایت شخصیت خلق کند و به موازات موسیقی یک داستان کامل بیافریند. اما دسته ی دوم قطعاتی هستند که در آنها یک فضا یا  تصویر به واسطه ی موسیقی توصیف می شوند. مانند قطعه ی «واژگون» که در توضیح آن آمده است:« تصویر درخت در آب ناآرام، هم بی ثبات و هم معکوس…» این درج توضیح درباره ی هر قطعه را می توان به حساب جسارت نگار بوبان گذاشت.

خالق به واسطه ی این توضیحات به نوعی امکان سنجش در اختیار مخاطب قرار داده است. شنونده مدام بین نوشتار و موسیقی در رفت و آمد است. به دنبال نمود موسیقایی این نوشته می گردد و این کار خالق را دشوارتر می کند. وقتی بوبان می نویسد:   « به نو کردن ماه بر بام می شویم با عقیق و سبزه و آینه اما گذر داسی سرد بر آسمان خبر می دهد که ماه بر نمی آید.» مخاطب در محیط قطعه به دنبال تصویری از گذر داس خواهد بود که در این قطعه (بی برگشت) بداهه نواز ایده ی خاصی برای تصور کردن این لحظه نشان نمی دهد و بیشتر با تصویر بام شدن با عقیق و سبزه و آینه روبرو می شویم. اگر این نوشتار و توضیح در دفترچه آلبوم نیامده بود، مخاطب نمی توانست انتظار تصویر موسیقایی خاصی را داشته باشد. اما بوبان جسورانه از این ایده استفاده کرده تا بتواند محیط اثر خود را گسترش دهد.

دیالوگ نوازی بوبان در قطعه ی «فرار» یکی از نقاط اوج اثر از دیدگاه روایت موسیقی است. در این قطعه نوازنده-آهنگساز دست به شخصیت پردازی می زند. در یک سو پندگوی بی انعطاف قرار دارد و در سوی دیگر بازیگوشی کودکانه. هرچند در اینجا روایت بر پایه تضاد استوار شده است و تضاد از ساده ترین و کهن ترین مصالح ایجاد روایت است. از یونان باستان تا هالیوود امروز با روایت مبتنی بر تضاد روبه رو بوده ایم. در قطعه «فرار» هم با یک روایت و راوی کلاسیک روبه رو هستیم. اما بوبان در این روایت کلاسیک قدرتمند نشان می دهد.

این میل به روایت کردن در نوع نوازندگی بوبان هم تاثیر مستقیم می گذارد. او از نوازندگی نمایشی به رخ کشیدن پرهیز می کند. مانند نمایشنامه نویس یا داستان نویسی که برای تعریف داستان خود نمی تواند مدام به صنعت های ادبی یا قدرت نمایی با زبان پناه ببرد. شخصیت ها در زندگی شان به زبان ساده سخن می گویند که این سادگی از کارکردهای ویژه خود برخوردار است.

http://www.reviewland.mihanblog.com/post/85