زنان در موسیقی قاجار

زنان در موسیقی قاجار

نویسنده: ضیاالدین ناظم پور

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند       پنهان خورید باده که تعزیــــــر می کنند

 

ناموس عشق و رونق عشاق می برنـــد        عیب جوان و سرزنش پیـــــــر می کنند

 

 

وقتی که در هنگامه ی کم مانند عصر حاضر، هر گفت و شنفتی در حوزه ی موسیقی نیازمند رعایت احتیاط از سوی اهالی موسیقی است (آن هم در هزاره ی سوم !)، و هنوز تصمیم  متفق القولی از سوی متوالیان فرهنگی در مورد حرمت یا حلت این هنر بیچاره اتخاذ نشده است، از “حافظ” که در بیدادگاه قرن هشتم می زیسته چشم داشتی به غیر از آن چه در ابتدا آمد، نمی توان داشت.

 

 

این فجایع فرهنگی یعنی پنهان نوشی، پنهان نوازی، پنهان نگاری و… ازسوی دیگر حضور مستمر مورخان سر سپرده، سبب شده است که متاسفانه صفحات تاریخ مان را به ناگزیر در میان پنهان سرایی های ادبیات مان جستجو کنیم و این واقعیت آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که بخواهیم در مورد تاریخ موسیقی ایران آن هم از نوع زنانه اش پژوهش  کنیم و مجبور شویم از درگاه ادبیات هم با دستی تقریبا خالی باز گشته و سفرنامه های فرنگیان ساکن ایران را ورق بزنیم.
باری، هم زمان با حمله ی اعراب به ایران، سکوت سیاه و سنگینی فضای موسیقی ایران را فرا می گیرد که تا قبل از حکومت قاجار، تنها چند کتاب و رساله ی انگشت شمار از “فارابی”، “ابن سینا”، “صفی الدین ارموی” و “عبدالقادر مراغی” (هر چند صد سال یک بار)حیات کم رنگ موسیقی را به عنوان هنر فراموش شده به یاد اهالی اش می آورد.
قبل از ورود به موضوع اصلی این نوشتار، بهتر می بینم که  نیم نگاهی به وضعیت زندگی زنان در دوره ی قاجار بیاندازیم تا درک ممنوعیت حضور زنان در اجتماع و ممنوعیت حیات موسیقی، فضای حاکم بر جامعه ی ایرانی قبل و بعد از حکومت قاجار را قابل لمس تر کند.
زنی در حال فلک شدن (دوره ی قاجار)
فراهم آمدن امکان بسیار محدود تحصیل برای زنان به بهانه های واهی از این قبیل که تحصیل زنان با دین اسلام منافات دارد و یا مغز زن ها کشش لازم برای کسب دانش را ندارد و زن ها تنها وظیفه ی تیمار مردان به دوششان است و از این دست دلایل، باعث شده بود که اداره ی آمار ایران در سال ۱۳۰۴ تنها سه درصد از زنان ایرانی با سواد را به ثبت برساند و چه دردمندانه باید  بخوانیم که در قانون اساسی مشروطه، مصوبه ی ۱۲۸۵ سه دسته از مردم حق رای ندارند: مهجورین، مجرمین و زنان.
در دربار ناصرالدین شاه که یکی از فرنگی مآب ها و روشنفکران آن دوران به حساب می آید، زنان با سواد ننگ سواد را از شوهرشان مخفی می کردند.
زنان کوچه و بازار برای گذشتن از عرض خیابان می بایست حتما از پاسبان اجازه می گرفتند و سوار شدن در درشکه که وسیله ی آمد وشد آن وقت ها بوده برای یک مرد وزن ممنوع بوده، هر چند با هم نسبت خونی داشته باشند و اگر مردی در خیابان دوش به دوش زنی قدم می زده، کار بسیار ننگینی از او سر زده بوده و مورد تمسخر دوستان قرار می گرفته که چرا چند متر جلو تر از زنش راه نمی رود.
با این تفاسیر می توان حدس زد که زنان اهل موسیقی در آن دوره تا چه اندازه نادر و دلیر بوده اند.
مهم ترین شخصیت زن دوره ی قاجار که بیش و پیش از این که موسیقی دان باشد، یک منتقد سیاسی – اجتماعی است، ” تاج السلطنه ” (۱۳۰۱ قمری)  دختر ناصرالدین شاه و “توران السلطنه” است که از نوشته های به جای مانده از او بر می آید که تحصیلات عالیه داشته و گستاخانه نظام استبدادی دربار پدر و برادرش را به تمسخر می گیرد.
اما مهم ترین اتفاق موسیقی دوران قاجار که توسط زنان در  زمان فتحعلی شاه  صورت گرفته و اکثر مورخان آن را به ثبت رسانده اند، تشکیل گروه موسیقی زنان است که البته به آن “دسته” می گفتند. “گلبخت خانم ترکمانی” و “کوچک خانم تبریزی” دو تن از زنان دربار از طرف شاه ماموریت یافتند که علاوه بر مسئولیت برگزاری مراسم عزاداری و روضه خوانی، عهده دار تاسیس یک دسته موزیک زنان نیز بشوند تا در جشن ها، دسته های مذکور دربار شاهی را مسرور کنند. رقابت بین این دو زن چنان بالا گرفت که نزاع بین ایشان در دربار شاهی مَثَل شده بود و در این راستا “گلبخت خانم”، “استاد مینا” را که یکی از شاگردان “سهراب ارمنی” بود استخدام کرد و از طرف دیگر “کوچک خانم” نیز، “استاد زهره” شاگرد “رستم یهودی شیرازی” را به کار گماشت و حاصل این رقابت زنانه تشکیل دو “دسته ی موزیک” بود که هر یک در حدود پنجاه عضو داشتند و در میان آنان نوازندگان “تار”، “سه تار”، “کمانچه”، “ضرب” (تمبک) و همچنین چندین بازیگر و رقاص (به عبارت حکومتی اش: مجری حرکات موزون) دیده می شد.
چند تن از نوازندگان دسته ی استاد مینا
تنها اسناد قابل اعتنا در حوزه ی “دیسکوگرافی” که مربوط به فعالیت های موسیقایی زنان عهد قاجار است، تعداد ۱۳۱ عدد  ضبط شده است. EDMUND PREACE صفحه ی دو رو است که در اکتبر و نوامبر سال ۱۹۱۲ میلادی توسط آقای وی که نماینده و صدابردار کمپانی “گرامافون” بوده از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴ میلادی ۷۷ اثر با صدای  “افتخار خانم” ۲۹ اثر با صدای  “امجد خانم” و ۲۵ اثر با صدای “زری خانم” را در استودیوی شرکت مذکور در شهر “ریکا” ی روسیه به ثبت رسانیده که البته در سال ۱۹۱۶، تعدادی از همین آثار در شهر “کلکته” ی هندوستان و تعدادی نیز در سال ۱۹۲۶ در “هایس” انگلستان تجدید چاپ شده اند.