سرمقاله شماره ی دهم. دی ۱۳۹۱

سرمقاله شماره ی دهم. دی ۱۳۹۱

نویسنده: نیکو یوسفی

 رشد اطلاعات در دوره ی کنونی امری اجتناب ناپذیر است. این روزها با همان سرعتی که علم و تکنولوژی به پیش می روند، باید دوید تا از قافله ی به روزشدن ها عقب نماند چون قدری غفلت باعث می شود که چندین پله به عقب پرتاب شوی. حتا در پیگیری اخبار و وقایع روز دنیا نیز باید سریع بود. شتاب در درک مفاهیم که دیگر جزو ملزومات است.

و در این دوی سرعت، با وجود تمام تلاش هایی که برای رسیدن می کنی، گاهی می شود که مجبور به توقف می شوی. ناخواسته و بی اختیار.
ای زن ایرانی!
می دانی که باید بیش از ۴ دهه از عمر طبیعی را طی کرده باشی، به تایید مراجع ذی صلاح رسیده باشی، صاحب عنوان رشیده شده باشی تا بیم فریبت نرود و آن وقت اجازه داشته باشی که… ؟ و باز اگر به دنبال تعریف صفت رشیده در منابع و متون فقهی و حقوقی گشتی، باید سن بلوغ شرعی را در این مورد خاص نادیده بگیری؟
ای زن ایرانی!
می دانی که نوشته اند تا قبل از ۴۰ سالگی حتا اگر مادری باشی که بهشت جای توست و پرورش جامعه به دستانت سپرده شده، از آن جایی که برایت قیم و ولی قهری تعیین کرده اند، سفیه هستی مگر این که خلافش ثابت شود؟
ای زن ایرانی!
می دانی در روزگاری که با این همه تبعیض تلاش داری تا به جایگاه عادلانه ی خود برسی، به جای برداشته شدن موانع از سرراهت، ضرورت ها برای تحقیرت دیده می شود تا راهی را که عزم در همواری اش داری، ناهموارتر از پیش شود؟
ای زن ایرانی!
می دانی حتا اگر لیاقت حضور در مهم ترین اتفاق های دنیا را داشته باشی، باید بمانی تا سال های عمرت ۴ دهه را پشت سر بگذارند و تو اجازه ی دیده شدن پیدا کنی؟
اما ای زن ایرانی!
در آستانه ی بلندترین شب سال و با امید به روزهای بلند پیش رو، نگاهت را و قدم هایت را با انعکاس آفتاب پرنورتر کن تا ثابت کنی که رشیدتر از یلداترین شب سالی.
یلدای تان مبارک.