سرمقاله شماره ی هفتم. مهر ۱۳۹۱

نویسنده: نیکو یوسفی

 “سرآغاز کار هنری، خود هنر است.” (مارتین هایدگر)

انسان اندیشمند و متفکر برای ساختن “خویشتن خویش”، ادراک را به یاری می طلبد و ادراک حسی پتانسیلی می شود برای عرضه ی هنر. به عبارتی پیدا کردن پنهان ها، هنر است و هنرمند جز واسطه ای بین حس و خویش نیست. دنیای هنر، دنیایی ست که نادیده ها را مرئی و اشیا را دچار دگرگونی می کند.
در مباحث زیبایی شناسی جدید، فعل آفرینش هنری دیگر تنها به هنرمند نابغه و خلاق نسبت داده نمی شود؛ بلکه مخاطبان هنر نیز به عنوان کسانی که در آفرینش کار هنری مشارکت داشته اند، جزئی از دنیای هنر قلمداد شده و مجری و مخاطب، حقایقی محقق شده به وسیله ی هنر نام می گیرند.
و این گونه است که ذات هنر بر بنیان حقیقت استوار می شود. حتا زندگی تاریخی اقوام وملل گوناگون نیز بر همین اساس شکل می گیرد. چون تنها در عالم هنر حقیقت موجودات در برابر احساس و ادراک مخاطب قرار گرفته و این امکان به وجود می آید تا شی با حقیقت خود آشکار شود.
امروزه دیگر هنر تنها برای رفع اوقات فراغت و یا کسب لذت های احساسی به کار نمی رود. بلکه از شکل صرف موزه ای، خارج شده، با اندیشه یکی می شود و در آفرینش هنری، تفسیری می گردد از عالم.