شیوه های مورد تبعیض واقع شدن زنان در جامعه ی موسیقی عصر صفوی

شیوه های مورد تبعیض واقع شدن زنان در جامعه ی موسیقی عصر صفوی
نویسنده: نرگس ذاکر جعفری
نوشتار حاضر مقدمه ای است بر تحقیق جامع تری درباره ی تاریخِ اجتماعی موسیقی ایران که توسط نگارنده در دست انجام است. ازین رو مقاله ی کوتاهِ پیش رو، تصویری کلی و ناکامل از حضور و نقش زنان در جامعه ی موسیقایی صفوی به دست می دهد که با تحقیقات مفصل تر بعدی کامل تر خواهد شد.
یکی از موضوع هایی که در مطالعات تاریخ موسیقی با آن روبه رو هستیم، غیبت نسبی زنان در اعتلاء موسیقی در طول تاریخ است. این موضوع نه صرفاً مختص حوزه ی موسیقی است و نه فقط به تاریخ موسیقایی ایران اختصاص دارد. چرا که در اغلب فرهنگ ها مردها سنتاً دستیابی بیشتری به امکانات تعلیم و تربیت هنری و علمی داشته و زنان به دلایل اجتماعی و فرهنگی بجز استثنائاتی از محیط های علمی و هنری به دور نگه داشته می شده اند. علاوه بر عوامل اجتماعی، دربایست های خانوادگی از جمله بچه داری و غیره نیز در شمار این راه بندهای هنری و علمی زنان بوده اند. ازین رو در تاریخ موسیقی جهان با نام اندکی از زنان مواجه می شویم که مورد توجه قرار گرفته اند. این موضوع در تاریخ مکتوب موسیقی ایران به میزان بسیار بیشتری صادق است. هرچند در منابع تصویری از جمله نگاره ها، حجاری ها و نقوش موجود بر ظروف و پارچه ها، شاهد حضور فعال زنان به عنوان نوازنده، خواننده و رقصنده هستیم و در منابع مکتوب به وفور از سهم و مشارکت زنان در مجالس موسیقایی سخن رفته، اما بجز مواردی معدود از نام زنانِ موسیقی دان ذکری به میان نیامده است(۱).
علاوه بر حضور کمرنگ زنان در منابع مکتوب اعصار مختلف، در دوره هایی شاهد شیوه های مورد تبعیض واقع شدن زنان در حوزه ی موسیقی هستیم. این شیوه های تبعیض هم در مقام هنرمند و هم در مقام مخاطب برای زنان اعمال می شده است. یکی از دوره هایی که این تبعیض نمود و شدت بیشتری می یابد، جامعه ی موسیقایی دوره ی صفویه است. نگاهی به سفرنامه های اروپاییان و کتب تاریخی این عصر بیانگر حضور موسیقی در اشکال مختلف جامعه ی روزگار صفوی است. علی رغم منازعاتی که بین علما در مورد تحریم موسیقی وجود داشته و تعصباتی که برخی از پادشاهان سلسله ی صفویه (مانند شاه تهماسب) داشته اند، همواره از حضور زنان خواننده، نوازنده و رقصنده در دربار و مجالس مهمانی و غیره سخن رفته است. مهم ترین کانون فعالیت موسیقی دانان در دوره ی صفویه، دربار پادشاهان بوده است که موسیقی دانانی به خدمت دربار در می آمده اند. علاوه بر مجالس پادشاهان و بزرگان، قهوه خانه ها، میخانه ها، کوچه و بازار و حتا خانه های مردم (مراسم عروسی و غیره) از جمله مکان هایی بوده که در عصر صفویه، موسیقی و رقص حضور داشته است.
در منابع عصر صفویه به طور مستقیم و یا غیر مستقیم از مورد تبعیض واقع شدن زنان در مقام هنرمند، سخن گفته شده است. طبق گفته ی شاردن که در عصر شاه عباس دوم (۱۰۵۲-۱۰۷۷ق) و شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ق) به ایران سفر کرده، رقص و نوازندگی در جامعه ی ایران به دو پیشه ی زنانه و مردانه تفکیک می شده است: «در ایران رقصیدن کار و هنر زنانه، و نوازندگی خاص مردان است» (شاردن،۱۳۷۲: ۴۲۵). ولی گویا این تفکیک، موضوع کاملاً تثبیت شده ای قلمداد نمی شده و به نظر می رسد چنین تفکیکی اغلب در مجالس موسیقایی دربار اعمال می شده است. در میان نگاره های عصر صفویه، تصاویر فروانی یافت می شود که زنان را به عنوان نوازنده و خواننده مشاهده می کنیم. همچنین پیترو دلاواله در عصر شاه عباس اول (۱۰۳۸ـ ۹۹۶ ق) از نوازندگان و خوانندگان زن در یک مهمانی در شهر همدان سخن می راند: «سه زن مطرب با آلات موسیقی مخصوص شان می نواختند و می خواندند» (دلاواله، ۱۳۸۰: ۴۶۱). بنابراین این سخن شاردن که نوازندگی پیشه ای کاملاً مردانه محسوب می شده، قابل تأمل خواهد بود. از سوی دیگر در محافل زنانه مانند حرمسرای پادشاهان، زنان به نوازندگی می پرداخته اند (دلاواله، ۱۳۸۰: ۲۷۹). بنابراین چنین تفکیکی کاملاً تعیین شده نبوده و به نظر می رسد تنها در مجالس موسیقایی و ضیافت های دربار و بزرگان چنین تبعیضی وجود داشته است و مسافران اروپایی که اغلب با این نوع مجالس آشنایی داشته اند، نوازندگی را پیشه ای مردانه توصیف کرده اند. اما هنر رقص در عصر صفوی پیشه ای زنانه به شمار می آمده است. طبق گفته ی شاردن رقصنده ها به صورت دسته جمعی کار می کرده و رقصنده های شاه ورزیده ترین هنرمندان بوده که از بیست نفر تشکیل می شده اند. این دسته زیر فرمان رئیسی که سالمندتر از همه ی آنها بوده، فعالیت می کرده اند (شاردن، ۱۳۷۲: ۴۲۷).
نکته ای که تقریباً همه ی مسافران اروپایی در عصر صفویه به آن اذعان داشته اند، حضور رقصنده ـ روسپی ها در مجالس عیاشانه ی پادشاهان و بزرگان است. رقصنده ها از میان روسپی ها انتخاب می شده و بدین وسیله جاذبه ی دیگری به جز رقص را نیز به خود می افزوده اند. تاورنیه در این باره می گوید: «مردان هیچ گاه رقص نمی کنند و جز زنان هرزه به این کار نمی پردازند. آنها را به مجالس جشن فرا می خوانند که در آنجا با رو و موی گشوده می رقصند …» (تاورنیه، ۱۳۸۲: ۲۸۹). بنابراین یکی از شیوه های تفکیک بین زنان و مردان جامعه ی موسیقایی عصر صفویه، گماشتن زنان در مقام رقصنده بوده، به طوری که مردان به حرفه ی رقص نمی پرداخته اند. این نگرش از آنجا ناشی می شود که رقص و حتا موسیقی در روزگار صفوی، ناخوشایند و مذموم به شمار می آمده و چنین نگرشی برای مسافران اروپایی عجیب به نظر می رسیده است. چرا که رقص در اروپا در گونه های متعددی متجلی می شده و مردان نیز همپای زنان به این هنر می پرداخته اند. با توجه به شأن پایین هنر رقص در جامعه ی ایرانی و به ویژه عصر صفوی این هنر به زنان و علی الخصوص به طبقه ی روسپی اختصاص داشته است. لازم به ذکر است که در تقسیم بندی اداری عصر صفوی، قشر موسیقی دان در کنار طبقه ی روسپیان طبقه بندی می شده که بیانگر نگرش منفی جامعه به این اقشار بوده است. به سرپرست موسیقی دربار «چالچی باشی(۲)»  گفته می شده که وظیفه اش مدیریت تشکیلات موسیقی دربار بوده است و همه ی نوازندگان و رقصندگان زیر نظر چالچی باشی فعالیت می کرده اند. چالچی باشی، خود زیر نظر مشعلدار باشی فعالیت می کرد و مشعلدار باشی نظارت اماکن فساد و  بیت اللطف ها و مراکز نوازندگان را بر عهده داشته است(۳). این که سرپرستی کل افراد زیر نظر چالچی باشی به مشعلدار باشی محول شده بود نیز بی علت نبوده، زیرا عواید حاصله از مالیات این گروه ها، هزینه ی خرید روغن و پیه برای چراغ ها و مشعل های دربار می شده است (میثمی، ۱۳۸۱: ۴۶).
علاوه بر روسپیان، پسربچه ها نیز می توانسته اند در حوزه ی رقص فعالیت کنند. میخانه ها و قهوه خانه ها از جمله مکان هایی بوده که در عصر صفویه، رقص و موسیقی حضور داشته است، ولی افرادی که در این مکان ها به این امر می پرداخته اند، اغلب پسر بچه ها بوده اند: «در قسمت شمالی میدان [اصفهان] چند میخانه دیده می شود. شیره خانه همان پیاله فروشی و میخانه است که در آن معمولاً افراد بی سر و پا می نشینند و در برابر آنان سورکر ها(۴) یا پسر بچه های رقاص با حرکات و نمایش های شهوت انگیر می رقصند …» (اولئاریوس، ۱۳۶۳: ۲۴۰). فیگوئرا در زمان شاه عباس اول اوضاع قهوه خانه ها را این گونه تشریح می کند: «در این قهوه خانه پسرانی از ملیت های مختلف را که برخی چرکس و گرجی و بعضی ارمنی مسیحی تبار و تازه مسلمانند تعلیم می دهند. در حقیقت اینجا آموزشگاه یا فرهنگسرائی عمومی است که این پسران در آن همه نوع رقص های شهوت انگیز و شرم آور و حتی رذیلت های نفرت آور دیگری را که پیش تر در توصیف شهر اصفهان از آنها سخن گفته ایم فرا می گیرند …» (فیگوئرا، ۱۳۶۳: ۳۴۱). اولئاریوس نیز اشاره می کند که این پسربچه ها از طبقه ی اجتماعی پایینی برخوردار بوده و اغلب به طور نامشروع به دنیا آمده و یا خانواده ای از خود نداشته اند (اولئاریوس، ۱۳۶۳: ۷۸). به گفته ی کاتف در اطراف قهوه خانه ها نوجوانانی با زنگوله هائی به پا پایکوبی می کرده و بعضی ها دف و نی و سرنا می نواخته اند. شاه عباس تقریباً هر شب به چای خانه ها سری می زده است و در آن چایخانه ها نوجوانان و کودکان به نزد او به رقص و پایکوبی می ایستاده اند (کاتف، ۲۵۳۶: ۶۸ـ ۶۷).
فیگوئرا در زمان شاه عباس اول علاوه بر بزم های شاهانه و قهوه خانه های اصفهان از مراسم استقبال شان در شهر شیراز یاد می کند که در این مراسم دو ردیف رقصنده مشاهده می شده است: «یک ردیف زن و ردیف دیگر شش یا هفت پسر با موهائی بلند همچون زنان و دامنهائی که تا قوزکهایشان می رسید…» (فیگوئرا، ۱۳۶۳: ۱۳۲). بدین ترتیب در دوره ی صفویه شاهد زنان و پسربچه ها در مقام رقصنده هستیم. نکته ی شایان توجه در توصیفات سفرنامه های غربیان این است که هیچ یک با اطمینان در سلامت اخلاقی رقصنده ها اعم از زنان و پسربچه ها ننگریسته اند (فاطمی، ۱۳۸۰: ۳۱). به طوری که یان اسمیت سفیر هلندی در زمان شاه صفی می گوید: «رقص در اینجا رسم نیست. فقط گاهی زنان روسپی یا جوانان الواط را به این کار وادار می کنند» (اسمیت، ۱۳۵۶: ۸۵). به طور کلی بر اساس شواهد مستخرج از سفرنامه ها، می توان برداشت کرد که موسیقی ارائه شده در مجالس دربار و همچنین در قهوه خانه ها و میخانه ها اغلب گونه ای از موسیقی مجالس عیاشی به شمار می آمده و کمتر جنبه های هنری داشته است. به گفته ی فاطمی در عصر صفوی، موسیقی اگر «شرّ» است، شرّ لازمی است و همراهی تقریباً همیشگی آن با تن فروشی و باده نوشی از آن روست که هر دو از یک جنس اند، یعنی همگی شرّ لازم اند (فاطمی، ۱۳۸۰: ۳۱).
تبعیض علیه زنان در مقام مخاطب از دیگر شیوه های رایج در موسیقی ایران بوده است. در دوره ی صفوی رابطه ی مخاطبان زن و مرد با موسیقی یکسان نبوده است. زنان نمی توانسته اند همانند مردان از موسیقی و رقص در مجالس بزم بهره برند. رقصنده های روسپی می توانسته اند گاهی در جمع زنان نیز حضور داشته باشند، اما نوازندگان مرد این اجازه را نداشته اند که به مجالس زنانه وارد شوند (الئاریوس، ۱۳۶۳: ۲۹۷). از سوی دیگر زنان حرمسرا خود از هنرهای مختلفی مانند آواز خواندن، ساز زدن و رقصیدن بهره مند بوده اند (کمپفر، ۱۳۶۰: ۲۲۶). سانسون در عصر شاه سلیمان به آموزش فنون و هنرهای مختلف از جمله نوازندگی و خوانندگی و رقصیدن در بین زن های شاه حرمسرا اشاره می کند. (سانسون، ۱۳۴۶: ۱۱۹). موسیقی اجرا شده توسط زنان اغلب در اندرونی ها و برای مخاطبان زن و همچنین برای پادشاه بوده، یعنی حوزه ای خانوادگی به شمار می رفته است. این زنان می توانسته از زنان حرمسرا و یا جزء کنیز ـ موسیقی دان ها(۵) باشند. این تقسیم حوزه بر اساس جنسیت در موسیقی دوره ی صفویه بسیار مشهود است. دلاواله از همسران شاه سخن می گوید که موسیقی می نواخته و می خوانده اند (دلاواله، ۱۳۸۰: ۲۷۹). و یا نقل می کند که عروس شاه عباس که همسرش توسط شاه عباس به قتل رسیده بوده، اغلب برای سرگرمی و غرق شدن در اندوه دستور می دهد چند زن خواننده و نوازنده را به حضورش ببرند تا برایش آوازهای غمناک بخوانند (دلاواله، ۱۳۸۰: ۶۷۸). بنابراین زنان جز در مهمانی ها و اجتماعات خانوادگی، هرگز در مجالس مردان حاضر نمی شده اند و سرگرمی آنان در خانه، سخن گفتن و گاه رقص ها و آوازهای تنها و بدون مرد بوده است.
بدین ترتیب در جامعه ی موسیقایی عصر صفوی از دو نوع شیوه ی مورد تبعیض واقع شدن زنان در مقام هنرمند و در مقام مخاطب می توان سخن راند. زن در مقام هنرمند، گاه از نوازندگی به دور نگه داشته می شده و اغلب به هنر رقص می پرداخته است؛ در صورتی که مردان به هنر رقص نمی پرداخته و این حرفه را به زنان و پسر بچه های جوان واگذار می کرده اند. گماشتن زنان روسپی و پسربچه ها در حوزه ی رقص و موسیقی در روزگار صفوی، بیانگر همراه بودن رقص و موسیقی با تن فروشی بوده که نتیجه ی شأن پایین اجتماعی حرفه ی موسیقی و به ویژه رقص در این عصر بوده است. زن در مقام مخاطب نیز در عصر صفوی از محدودیت هایی برخوردار بوده، به طوری که نمی توانسته همانند مردان از مجالس موسیقی بهره مند شود و تنها در محافل زنانه به شنیدن موسیقی می پرداخته است. لازم به توجه است چنین توصیفاتی اغلب مختص ضیافت های دربار و اشراف بوده، زیرا منابع موجود از این دوره به تشریح  چنین مجالسی پرداخته اند و کمتر به فرهنگ روستاها و زندگی عادی مردم اشاره کرده اند.
پی نوشت ها
  ۱ـ به عنوان مثال در کتاب  تاریخ موسیقی حسن مشحون، تقریباً نام هشتاد موسیقی دان عصر صفوی نام برده شده که نام حتا یک زن در بین آنها مشاهده نمی شود (مشحون، ۱۳۸۰: ۳۳۸ ـ ۳۱۲).
  ۲ـ کمپفر از «چالشچی باشی» یعنی رئیس نوازندگان و موسیقی دانان و دختران رقاص و غیره سخن رانده است (کمپفر،۱۳۶۰: ۱۳۸).
  ۳ـ در عهد صفویه و قاجار، هر یک از صنوف رئیسی داشتند که او را کدخدا، یا «باشی» می نامیدند.
  ۴ـ شاید «سورگر» به معنای عمله ی مهمانی یا سور باشد.
  ۵ـ در دوره های مختلف تاریخی شاهد کنیزانی هستیم که در فن ادب و موسیقی استاد بوده اند.
منابع:
اسمیت، یان، ۱۳۵۶،  اولین سفرای ایران و هلند، شرح سفر «موسی بیگ» سفیر شاه عباس به هلند و سفرنامه «یان اسمیت» سفیر هلند در ایران، ترجمه و نگارش: دکتر ویلم فلور، به کوشش: داریوش مجلسی، دکتر حسین ابوترابیان، تهران: کتابخانه ی طهوری.
الئاریوس، آدام، ۱۳۶۳، سفرنامه ی آدام اولئارویس، ترجمه از متن آلمانی و حواشی: احمد بهپور، تهران: سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار.
تاورنیه، ژان باتیست، ۱۳۸۲، سفرنامه ی تاورنیه، ترجمه: حمید ارباب شیروانی، تهران: انتشارات نیلوفر.
دلاواله، پیترو ، ۱۳۸۰، سفرنامه ی پیترو دلاواله، دو جلد،  ترجمه: محمود بهفروزی، تهران، نشر قطره.
دولیه دلند، آندره، ۲۵۳۵، زیبائی های ایران، ترجمه: دکتر محسن صبا، تهران: انجمن دوستداران کتاب.
سانسون، ۱۳۴۶،  سفرنامه ی سانسون : وضع کشور شاهنشاهی ایران در زمان شاه سلیمان صفوی، تحقیق و مطالعه ی دقیق درباره ی آداب و اخلاق و حکومت ایران، ترجمه: تقی تفضلی، تهران، ناشر نامعلوم.
شاردن، ۱۳۷۲، سفرنامه ی شاردن، ترجمه: اقبال یغمایی، تهران : انتشارات توس.
فاطمی، ساسان، ۱۳۸۰، « مطرب ها از صفویه تا مشروطیت»، فصلنامه ی موسیقی ماهور، سال سوم، شماره ۱۲، تابستان: ۳۹ـ ۲۷٫
فلسفی، نصرالله، ۱۳۳۳، زندگانی شاه عباس اول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
فیدالگو، گرگوریو پریدا، ۲۵۳۷، گزارش سفیر کشور پرتغال دردربار شاه سلطان حسین، ترجمه: پروین حکمت، ترجمه از زبان پرتغالی و حواشی آن از (ترجمه فرانسه): ژان اوبن، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
فیگوئرا، دن گارسیا د سیلوا، ۱۳۶۳، سفرنامه فیگوئرا سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول، ترجمه غلامرضا سمیعی، تهران: نشر نو.
کاتف، فدت آفاناس یویچ، ۲۵۳۶،   سفرنامه کاتف، ترجمه: محمد صادق همایونفرد، تهران: وزارت فرهنگ و هنر کتابخانه ملّی.
کارری، جملی، ۱۳۴۸، سفرنامه ی کارری، ترجمه: دکتر عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تبریز: اداره ی کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی. به مناسبت جشن فرهنگ و هنر.
کمپفر، انگبرت، ۱۳۶۰، سفرنامه ی کمپفرت، ترجمه: کیکاووس جهانداری، تهران: شرکت سهامی انتشارات خوارزمی.
مشحون، حسن،۱۳۸۰، تاریخ موسیقی ایران، تهران: فرهنگ نشر نو.
میثمی، سید حسین، ۱۳۸۱، «تشکیلات موسیقی دربار صفوی»، فصلنامه ی موسیقی ماهور، سال پنجم، شماره ۱۷، پاییز: ۵۴ـ ۳۱٫
میثمی، سید حسین، ۱۳۸۹، موسیقی عصر صفوی، تهران: مؤسسه ی تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری «متن».