موزیسینی از دوران ساسانی

به شهادت آثار جا مانده از گذشته اعم از نقاشی، لوح ها، حکاکی ها و نیز شعر شعرای بزرگ، زنان موسیقی دان در این مرزوبوم کم نبودند. یکی از آنان آزاده (آزادوار، آزادا)، کنیزکی یمنی در دربار بهرام گور بود که به نیکی چنگ می نواخت. او که بعدها به همسری بهرام درآمد، زنی نترس و بی پروا بود که عقایدش را به راحتی به زبان می آورد و سرانجام نیز همین شجاعت در سخن گویی اش، باعث خشم بهرام شد و مطابق یکی از مجازات های آن دوران، به زیر سم اسب بهرام جان داد.
در شاهنامه ی فردوسی، داستان بهرام گور با کنیزی رامشگر چنگ نواز (آزاده) چنین آمده: بهرام، کنیزی رامشگر را بر رکاب های زرین و سیمین می نشانده، تا در بیابان و به دنبال شکار نیز از نوای او بهره مند شود.
چنان بُد که یک روز بی انجمن
به نخجیرگه رفت، با چنگ زن
کجا نام آن رومی، آزاده بود
که رنگ رخانش چو بیجاده بود
دلارام او بود همکام او
همیشه به لب داشتی نام او
رکابش دو زرین و سیمین بدی
همان هر یکی گوهرآگین بدی
به پشت هیونی دمان بر نشست
ابا سرو آزاده، چنگی به دست
شهرت آزاده به حدی بود که هنرمندان و نگارگران ایرانی پس از اسلام نیز از او یاد کرده اند و نام وی را جاودان ساختند. مانند قدح لعاب دار رنگینی که از سده ی ششم هجری به جای مانده و روی آن،
تصویری با نقاشی زرین از بهرام گور و آزاده، دیده می شود.
نظامی گنجوی نیز از این موزیسین نام می برد و اشاره می کند آزاده همان است که نظامی گنجوی از زبان او به بهرام گور گفت:
“کار نیکو کردن از پر کردن است.”