پژوهش هایی درباره ی وضعیت بانوان رهبر معاصر

پژوهش هایی درباره ی وضعیت بانوان رهبر معاصر

نویسنده: محبوبه خلوتی

در ادامه ی مقاله ی وضعیت بانوان رهبر معاصر http://www.womenofmusic.ir/index.php?user=article_detail&detailid=121 چاپ شده در شماره ی دی ماه زنان موسیقی، مقاله ی زیر را می خوانیم که گزارشی است از پژوهشی که در حدود یک سال پیش درباره ی واکنش ها به آثار رهبری شده توسط زنان و مردان می پردازد.
پژوهش های جدید نشان می دهد که وقتی به مخاطبان گفته می شود که رهبر ارکستر یک زن است، آنها موسیقی سمفونیک را به گونه ای دیگر قضاوت می کنند.
عامل های زیادی بر واکنش طرفداران موسیقی کلاسیک به یک اثر ضبط شده تأثیر می گذارند: قدرت بیان آهنگساز، ویرتوزیته ی موزیسین و ظاهرا جنسیت رهبر.
ولری فولکز پژوهشگری از دانشکده ی اقتصاد مارشال دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و ششی ماتا پژوهشگری از دانشگاه ایالت اوهایو ثابت کرده اند که کلیشه های جنسیتی، واکنش ما را به اجراهای ارکسترال شکل می دهند. البته بر اساس گزارش آنها این تأثیرات پایدار نیستند و در مورد بانوان رهبری همچون مارین آلسوپ نیز الزاما منفی نیستند.
این دو پژوهشگر در گزارش خود که در ژورنال روانشناسی مصرف کننده چاپ شده است نوشته اند که «مردم عقاید سرسختانه ای درباره ی تفاوت های زنان و مردان دارند که روی قضاوت آنها درباره ی اثری خلق شده، تاثیر می گذارد.» این دو پژوهشگر تصمیم می گیرند با سه آزمایش دریابند که آیا قضاوت شنوندگان از یک اجرای خاص در صورتی که بدانند رهبر آن زن بوده یا مرد، فرق می کند یا نه.
در نخستین آزمایش ۴۱۳ دانشجوی لیسانس – از رشته ی اقتصاد که اکثرا علاقه ی زیادی به موسیقی کلاسیک نداشتند– شرکت کردند. آنها در آغاز خبر کوتاهی را درباره ی انتصاب مدیر موسیقی جدید در ارکستر سمفونیک بالتیمور خواندند. نیمی از آنها خبر صحیح را خواندند که مربوط به بانوی رهبر، مارین آلسوپ، بود؛ نیم دیگر نیز خبر دست کاری شده را خواندند که در آن رهبر یک مرد و فردی به نام مارون آلسوپ بود.
 نیمی از اعضای هر گروه گزارش های مثبتی را درباره ی رهبر خواندند. آنچه که بقیه خواندند واکنش های مختلفی به این خبر بود که مخالفت اعضای ارکستر را -که از این انتخاب ناامید شده بودند- نیز در بر می گرفت.
سپس شرکت کنندگان به گزیده ای از سمفونی یک برامس توسط آلسوپ گوش دادند. آنها می بایست کیفیت کلی اثر و میزان نمایان بودن کیفیت های مردانه مانند «قدرت» و «تکان دهندگی» و کیفیت های زنانه مانند «وقار» و «جذابیت» را قضاوت کنند.
آن دسته از افراد که واکنش های مختلف را که در آن مهارت رهبر زیر سوال رفته بود خواندند، ظاهرا به راحتی تحت تأثیر کلیشه های جنسیتی قرار گرفته بودند. شرکت کنندگانی که به آنها (به درستی) گفته شده بود که رهبر ارکستر زن است، معتقد بودند که اجرا کمتر قوی، ظریف تر و «با کیفتی کمتر» بود تا کسانی که فکر می کردند که رهبر ارکستر مرد است.
با این وجود، آنهایی که گزارش یک دست مثبت را خواندند، واکنشی کاملا متفاوت نشان دادند. آنها، صرفنظر از اینکه رهبر زن است یا مرد، امتیازهای بالایی را برای ویژگی های مردانه ای مانند «تکان دهندگی» و «صلابت» به اجرا دادند.
آن دسته از افراد که به درستی فکر می کردند که آلسوپ زن است، امتیاز بیشتری به او در ویژگی های زنانه مانند وقار و ظرافت دادند. در حالت کلی، آنها نسبت به کسانی که فکر می کردند که رهبر مرد است امتیاز بیشتری به اجرا دادند.
پژوهشگران در گزارش خود آورده اند که «به نظر می رسد که آنها درباره ی مهارت عالی آلسوپ به نتایجی رسیده اند که به این باور که اثر او احتمالا کیفیت بالایی دارد منجر شده است». به عبارت دیگر، اگر کسی بتواند با موفقیت از زیر بار کلیشه های جنسیتی رفتن سرباز زند و این همه تحسین را برانگیزاند، ما به این نتیجه می رسیم که او باید شگفت انگیز باشد و اثر او نیز به همین ترتیب.
در آزمایش دوم، دانشجویان به اورتور برامس اثر آلسوپ که در آن پاساژهای ظاهرا زنانه توسط گروهی ۱۱۲ نفره از مشتاقان موسیقی کلاسیک تکرار می شد گوش دادند. نتایج آن آزمایش نیز مانند آزمایش نخست بود.
به گفته ی این دو پژوهشگر «شرکت کنندگان باور دارند که یک بانوی رهبر از یک رهبر مرد ماهرتر است، وقتی که هر دوی آنها شدیدا مورد تشویق قرار بگیرند.» اما باز هم اجرای آلسوپ (رهبر زن) از برامس امتیاز بالایی را بر اساس ویژگی های زنانه مانند ظرافت به دست آورد و اجرای رهبر مرد امتیاز بالاتری را در زمینه ی عناصر مردانه ای مانند قدرت.
اکنون ببینیم که منقدان حرفه ای نظرشان درباره اثر آلسوپ چیست؟ با نگاهی سریع به نقدهای نوشته شده در وبسایت های نقد سی دی می بینیم شخصی نوشته است که سمفونی شماره یک برامس از آلسوپ «غنایی و احساسی است تا خویشتندار و پرشکوه»، درحالیکه فرد دیگری نوشته: «زیبا، سبک، چابک و غنایی بود.» و منتقدی دیگر نوشته است که تفسیر آلسوپ «با شکوه و پرصلابت است… با قدرت و انرژی اصیل». در اینجا هیچ اثری از کلیشه سازی جنسیتی دیده نمی شود.
شاید یکی از جالب ترین جنبه های این پژوهش دخل و تصرفی بود که در آزمایش های اول و دوم (با دانشجویان لیسانس) انجام شد. به یک سری از شرکت کنندگان یک عدد نه رقمی داده شده بود تا حفظ کنند درحالیکه به دیگران گفته شده بود که با دقت به موسیقی گوش کنند و «تا جایی که می توانند آن را حفظ کنند».
به گفته ی پژوهشگران این بازی گیج کننده و با دقت گوش دادن هر دو یک تأثیر بر جای گذاشتند: کاهش شدید احتمال کلیشه ای فکر کردن؛ تمرکز شدید بر یک رشته عدد و بر خود اجرا، «منابع شناختی» شرکت کنندگان را استثمار نمود.
شرکت کنندگانی که آنقدر مشغول بودند و فرصتی برای طبقه بندی [رهبران] نداشتند، تنها به موسیقی واکنش نشان دادند.
http://www.psmag.com/culture/the-perceived-delicacy-of-the-female-conductor-39647/